.«ـــــــــــثبتـــــ سابق»کاتب ویژه اسدالله خان کاتب <head> <title>انجمن ادبی ، فرهنگی ،هنری اسدالله خان

انجمن ادبی ، فرهنگی ،هنری اسدالله خان
فرهنگی، هنری، اجتماعی، سیاسی  
قالب وبلاگ

خزان عمر خسان نوبهار جاوید است

بهار عاطفه در عنفوانِ تائید است

مرا دو دیدۀ اخترفشان تاریخ است

نشان ز اختر شب زنده‌دار اُمیداست

غزاله‌های غزل در کمند بی‌خردی است

دلی به داغ غزل داغدار وُ نُومیداست

چراغ صاعقه ، قانون آفتاب شکست

شهاب بارقه در شام تار تردیداست

نفیر زاغ وُ زغن ، در چمن هویدا شد

صفیر مرغ غزل‌خوان ، بدونِ تردیداست

کبوتران سحر را نشان چه می‌جویی؟

که روزنی زِ شب انتظار خورشیداست

مرا به غربت آیینه‌ها چه می‌خوانی؟

که دل چو آینۀ بی‌غبار جمشیداست

طلیعه ای زِ جم وُ ، تاج شاه مانده هنوز

فراغ خاطری از روزگار فرشیداست


موضوعات مرتبط: حکایت، سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، بین المللی، ادبی، ــــــثبتـــــ، تذکره شعرا
برچسب‌ها: کاخ شاه مانده هنوز
[ شنبه بیست و پنجم بهمن ۱۴۰۴ ] [ 22:0 ] [ ــــــــــــــــثبتـــ :کاتب ] [ ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

اسدالله خان : علاقمند اجتماعی- سیاسی+ سیاست روز +طنز تلخ روزگار نامناسب بروفق مرادِ حاکمان و زیر نظر لاشخوران مفسد جهت چپاول اموال و زیر پاگذاشتن (عدالت اجتماعی ) برای نیل به قدرت روز افزونِ دنیای واپس گرا و اسلامِ به تحریف کشیده شده برای اقتدار گداصفتان تازه به دوران رسیده به مصداق( وای به روزی که گدا معتبر شود) روضه خوان هائی که در سر هرکوچه پاتق گدا ئی خود را به نوچه های خود سرقفلی می دادند تا جای دیگری را در چنته خود در آورند ، امروزه کشور را به خاک سیاه نشانده اند تا تلافی حقارت روزهای گدائی خود را در آورند ، سربازی نرفته اند و مردم را به اجباری می برند ، نیمی از جامعه را که ناموسان مردم هستند را در درجه دوم از انسانیت محسوب می کنند ، به رسم چپاول خود ساخته ولی امر جامعه جهانی و(حومه) خود راخطاب می کنند .
مستضعفین عالم را تحریک به ستیزه جوئی می کنند تا در جهان اسم ورسم پیدا کنند .غم واندوه را مسلک خود ساخته ودر پسِ پرده به عیاشی و خوشگذرانی ولذت طلبی پنهانی مشغول باشند حکومت سلطنتی برای خود رقم زده اند تا بر جهانیان سلطه پیدا کنند، این ماه ِ محاق روز از پس پرده بیرون خواهد آمد و رسوائی چندین ساله خود را عیان خواهد کرد وآنگاه پس از آن جهانیان به تحقیق خواهند فهمید که طشت رسوائی این اَرازل و اُوباش چه خون هائی را به ناحق بر زمین ریخته اند و چگونه خونخواران ندای ننه من قریبم سرداده اند و با نام اسلام و سپر قرار دادن خون به ناحق ریخته جوانان ، قرآن ها بر سر نیزه کرده اند که اسلام در خطر است و اینک این مدعیان اسلام خود بزرگترین خطر برای جوامع مذهبی و باطلاق گسترده وعمیقی در جهان ایجاد کرده اند که واقعیت مذهب ومرام را زیر سئوال برده اند .به امید روزی که از تیر های برق در معابر عمومی آویزان شوند .تف وُ لعنت سرتا پایشان را فرا گیرد .ندای آزادی بشر در سراسر جهان به گوش رسد...
لینک دوستان