.«ـــــــــــثبتـــــ سابق»کاتب ویژه اسدالله خان کاتب <head> <title>انجمن ادبی ، فرهنگی ،هنری اسدالله خان

انجمن ادبی ، فرهنگی ،هنری اسدالله خان
فرهنگی، هنری، اجتماعی، سیاسی  
قالب وبلاگ

یادمان نیست کجا صحبت بی دردی شد

اولین بار کجا نوبت نامردی شد

یادمان نیست کجا از خودمان دور شدیم

یکشبه،با کمی اندوخته مغرور شدیم

وسوسه،از دل ملعون که بیرون آمد؟

یا هوس،با همه ی قدرتش اینجا آمد!

اولین بار کجا شرم به انسان خندید؟

اولین سیب چگونه لب مارا بوسید؟

یادمان نیست کجا راه خطا پیمودیم

اولین بار کجا بنده شیطان بودیم

یادمان نیست کجا کاشف تزویر شدیم

کی در ابلیس خرامیده و تکثیر شدیم

اولین حرف دروغی که شنیدیم چه بود

آنچه دیدیم و نه انگار که دیدیم چه بود

در کجا شعله نورانی دل پایان یافت

یا کجا خصلت ابلیس شده جریان یافت

در صف سیب و سرابیم،چه شدمارا دل؟

همگی پشت نقابیم،چه شد مارا دل؟

دوست بودیم همه با همه آدم ها

کم نمی کرد صفای دلمان را غم ها!

عشق و اخلاص و صداقت،

همه مدفون شده اند!

عهد و پیمان و رفاقت،

همه ملعون شده اند!

جام می و خون دل هریک به کسی دادند

در دایره قسمت اوضاع چنین باشد

‏بین ما تا به خدا یک پل فانی هم نیست
اعتماد و شرف و عشق زبانی هم نیست
کاش پیدا بشود روزنه ای سمت دعا

راهی از توبه ما تا به گلستان خدا
کاش کابوس زمستانی شیطان برود
کاش مخلوق خدا بازهم آدم بشود!

جدا کننده متن وبلاگ لاينر وبلاگ

رجالِ ایران زنانی (سیرک انتصابات) حسنک ها مترسک ها ولایت اَبتر(پشت صحنه :اقدس خانوم ـــثبتـــ


ـــثبتـــ+خاطرات+انجمن ادبی اسدالله خان +جمبوری اسهالی بی اعتبار


موضوعات مرتبط: حکایت، سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، بین المللی، ــــــثبتـــــ، خبر، اطلاعیه
برچسب‌ها: ـــثبتـــ, خاطرات, انجمن ادبی اسدالله خان, جمبوری اسهالی بی اعتبار
[ جمعه نوزدهم خرداد ۱۴۰۲ ] [ 22:0 ] [ ــــــــــــــــثبتـــ :کاتب ] [ ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

اسدالله خان : علاقمند اجتماعی- سیاسی+ سیاست روز +طنز تلخ روزگار نامناسب بروفق مرادِ حاکمان و زیر نظر لاشخوران مفسد جهت چپاول اموال و زیر پاگذاشتن (عدالت اجتماعی ) برای نیل به قدرت روز افزونِ دنیای واپس گرا و اسلامِ به تحریف کشیده شده برای اقتدار گداصفتان تازه به دوران رسیده به مصداق( وای به روزی که گدا معتبر شود) روضه خوان هائی که در سر هرکوچه پاتق گدا ئی خود را به نوچه های خود سرقفلی می دادند تا جای دیگری را در چنته خود در آورند ، امروزه کشور را به خاک سیاه نشانده اند تا تلافی حقارت روزهای گدائی خود را در آورند ، سربازی نرفته اند و مردم را به اجباری می برند ، نیمی از جامعه را که ناموسان مردم هستند را در درجه دوم از انسانیت محسوب می کنند ، به رسم چپاول خود ساخته ولی امر جامعه جهانی و(حومه) خود راخطاب می کنند .
مستضعفین عالم را تحریک به ستیزه جوئی می کنند تا در جهان اسم ورسم پیدا کنند .غم واندوه را مسلک خود ساخته ودر پسِ پرده به عیاشی و خوشگذرانی ولذت طلبی پنهانی مشغول باشند حکومت سلطنتی برای خود رقم زده اند تا بر جهانیان سلطه پیدا کنند، این ماه ِ محاق روز از پس پرده بیرون خواهد آمد و رسوائی چندین ساله خود را عیان خواهد کرد وآنگاه پس از آن جهانیان به تحقیق خواهند فهمید که طشت رسوائی این اَرازل و اُوباش چه خون هائی را به ناحق بر زمین ریخته اند و چگونه خونخواران ندای ننه من قریبم سرداده اند و با نام اسلام و سپر قرار دادن خون به ناحق ریخته جوانان ، قرآن ها بر سر نیزه کرده اند که اسلام در خطر است و اینک این مدعیان اسلام خود بزرگترین خطر برای جوامع مذهبی و باطلاق گسترده وعمیقی در جهان ایجاد کرده اند که واقعیت مذهب ومرام را زیر سئوال برده اند .به امید روزی که از تیر های برق در معابر عمومی آویزان شوند .تف وُ لعنت سرتا پایشان را فرا گیرد .ندای آزادی بشر در سراسر جهان به گوش رسد...
لینک دوستان