.«ـــــــــــثبتـــــ سابق»کاتب ویژه اسدالله خان کاتب <head> <title>انجمن ادبی ، فرهنگی ،هنری اسدالله خان

انجمن ادبی ، فرهنگی ،هنری اسدالله خان
فرهنگی، هنری، اجتماعی، سیاسی  
قالب وبلاگ

فرمایشات اسدالله خان : یک زمانی ملت همیشه در صحنه بیرون می ریختند و فریاد مرگ بر آب ریکا سر میداند که (آم ریکا ) هیچ غلطی نمی تواند بکند ... امروزه رئیس رئیس جمهور بد بخت در سازمان ملل سوال می کند چرا تحریم ها را بر می دارید ما (ایران) به تمام تعهدات بین المللی عمل کرده ایم ... طرف مقابل پوزخند می زند که ... شما مرد (عمل ) هستید . نماز دمبه دشمن شکن شما همواره در خاطرتان هست که دانشجویان دانشگاه طهران را در یک ساختمان چهار طبقه اول : تفهیم اتهام می کردید. دوم:اقرار به زور می گرفتید .سوم : بازداشت برای اجراء حکم می کردید . چهارم : اجراء حکم جهت اجراء و در نهایت دانشجویان را از پشت بام دست و چشم بسته به پائین پرت می کردید .... وقتی از شما سوال می کردند چرا این عمل را مرتکب شدید . باصراحت اعلام کردید که در کشور نظم برقرار کرده اید... و اگر نظم و قانون نباشد سنگ روی سنگ بند نمی شود ...اکنون سازمان ملل هم در حال اجرائ نظم جهانی است و تحریم ها برای برقراری نظم جهانی اجرا شده .

زمانی در حکومت طاغوت در مدارس تغذیه رایگان به دانش آموزان می داند (پسته+کیک+ نوشابه + بیسکوئت+ سیب+پرتقال +...) اکنون پسته هر عد د آن دوهزار تومان است میوه جات هرعددی حداقل پنچ هزار تومان است . مرگ بر جمبوری اسهالی مرگ بر سپاه چارپایان +مرگ بر حکومت آخوندی )

انجمن ادبی اسدالله خان (فرمایشات ) مقایسه طاغوت اقتصادی و حکومت آخوندی

فیلم شهر میمون ها(آخوند بازی) =>نماز دُمبه

حکایت میمون قوزی (بنزین )درسال‌های ماقبل از تاریخ در شهر میمون ها یک روز صبح هنگامى که یکى از میمون ‌ها با صداى قوقولى قوقوى خروس سحرى از خواب ناز برخاست، متوجّه شد که یک قوز بزرگ درآورده است. از آن روز همه اهالى شهر میمون ها او را به همدیگر نشان مى‌دادند و او را «میمون قوزى» نامیده بودند. هنگامى که در خیابان راه مى‌رفت، بچه میمون ‌هایى که فوتبال گل کوچک بازى مى‌کردند، به محض دیدن او دست مى‌زدند و مى‌گفتند: «هوهو، میمون قوزى، هوهو، میمون قوزى!»
او که کم کم به سن ازدواج رسیده بود، هر جا که خواستگارى مى رفت با پاسخ منفى خانواده دختر میمون مواجه مى‌شد. این مسئله این قدر در روحیّۀ لطیف او تاثیر گذاشته بود که تصمیم گرفت، هر جور که هست قوز خود را معالجه کند. ابتدا با کلّى دردسر و چندین ماه در نوبت ماندن و پرداخت زیرمیزى به منشى موفّق به دیدار یکى از معروف‌ترین پزشکان متخصّص قوزولوژى شد.

دکتر به او گفت: «مشکل شما یک راه حل بیشتر ندارد، آن هم جرّاحى است. شما باید ابتدا دو میلیون به حساب بنده واریز و به «کلینیک تخصّصى جرّاحى قوزباز» بنده مراجعه و تحت عمل جرّاحى قوز باز قرار بگیرید. البتّه قبل از آن باید شخصاً شما را قوزوسکوپى کنم تا از میزان پیشرفت قوز آگاه شوم!»
میمون قوزى بیچاره که این قدر پول نداشت به یک متخصّص قوزولوژى دیگر مراجعه کرد. پزشک دوم به او گفت:
«به شما گفته اند جراحى قوز باز؟ این عمل کاملاً در دنیا منسوخ شده است. مشکل شما یک راه حل بیشتر ندارد، آن هم قوزکتومى یا برداشتن قوز به روش لاپاراقوزى است که این عمل فقط در «کلینیک تخصّصى قوزکتومى» بنده انجام مى‌گیرد. لطفاً ابتدا دو میلیون به حساب بنده واریز و...»

میمون قوزى ناامیدتر از قبل به پزشک دیگرى مراجعه کرد. پزشک سوم پس از معاینه به او گفت: «قوزکتومى آن هم به روش لاپاراقوزى؟ واقعاً نمى‌دانم این پزشکان کجا درس خوانده‌اند؟ نخیر جانم، مشکل شما یک راه حل بیشتر ندارد، آن هم خرد کردن قوز با دستگاه پیشرفته «قوزشکن MK2» است که در «کلینیک تخصّصى قوزشکن» بنده انجام مى‌گیرد. شما باید ابتدا ...»

میمون قوزى حکایت ما که کاملاً حیران و سرگردان شده بود به پزشک دیگرى مراجعه کرد، پزشک چهارم به او گفت: «قوزشکن؟ به هیچ عنوان، شما اصلاً به هیچ گونه عمل جراحى احتیاج ندارید، امان از دست این جراح‌ها که تا بیمار سلام مى‌کند، چاقو را آماده مى‌کنند، نخیر، خوشبختانه قوز شما از نوع قوزهاى درمان پذیر با دارو است. شما باید از داروخانه‌اى که منحصراً این دارو را وارد مى‌کند، داروى ضدقوز «قوزو یاسین فورت» را تهیه و براى checkup هر ۱۵ روز به من مراجعه کنى تا با دستگاه «قوزومتر» میزان کاهش ۱۵ روزه قوز را اندازه‌گیرى کنم، البتّه به علّت گرانى دستگاه و فیلم‌هاى مخصوص قوزومترى کمى هزینه‌ات زیاد مى‌شود؟!»
میمون به سفارش یکى از دوستانش به یک دکتر علفى هم مراجعه کرد که به او جوشانده گیاه قوزبر را توصیه کرد که پس از دم‌کردن و نوشیدن یک قورى از این جوشانده به اسهال مبتلا شد! زندگى پررنج مورچه قوزى حکایت ما همچنان ادامه داشت، تا این که یک روز به او خبر دادند که یکى از همکلاسى‌هاى سابقش که خارج زندگى مى‌کرده پس از سال‌ها اقامت در خارج از کشور به وطن بازمى‌گردد. تصمیم گرفت براى استقبال از او به فرودگاه برود و از او کمک بخواهد. دسته گلى خرید و به فرودگاه رفت، هنگامى که دوستش از گمرک مرخّص شد، به محض دیدن میمون قوزى او را به آغوش کشید، او که از همه چیز و همه جا سال ها بود بى خبر بود، هیجان زده به میمون گفت:
«هلو، چطورى پسر؟ چرا قوز کردى؟ صاف بایست»! و محکم زد پشت میمون قوزى و به این ترتیب به همین سادگى قوز مورچه قوزى رفت تو! و پس از سال‌ها رنج و محنت به زندگى عادى بازگشت. پس از آن اهالى شهر میمون ها همه او را «میمون بى قوز» صدا مى‌کردند!!

ملتو دولت، دولتو منت، منتو دولت، منت ... *

دولت هر روز داره بنزین رو میکوبه تو سر ملت! اره شاید به ظاهر بنزین رو مفت می‌فروشید حتی ارزونتر از آب! اما هر کسی ندونه شما بهتر از همه میدونید که این ظاهر قضیه ست! دولت محترم! شما خیلی قبل پول بنزین رو از ما گرفتی! چطور؟!وقتی خودرو رو به ۴ برابر قیمت واقعی فروختی چه وارداتی چه تولید داخل، پولش رو پیش پیش گرفتی! وقتی اجازه نمیدی خودروی کم مصرف وارد بشه یا خودت تولید کنی پولشو گرفتی! شما اجازه بده خودرو با قیمت واقعی وارد بشه خودروی کم مصرف و استاندارد وارد بشه! عیب ندارن بنزین رو کلا آزاد کن، نه حتی گرونتر بفروش :) بین الملل بانوان: حکایت میمون قوزی (بنزین )درسال‌های ماقبل از تاریخ در شهر میمون ها




موضوعات مرتبط: طنز، حکایت، سیاسی، فکاهی(کاریکاتور)، اجتماعی، سرگرمی، بین المللی، ادبی
برچسب‌ها: قانونگذاری گُو رفت, اصلاحات اُو رفت, مصلحت خُو رفت, غآقآ
[ دوشنبه بیست و نهم بهمن ۱۴۰۳ ] [ 17:0 ] [ ــــــــــــــــثبتـــ :کاتب ] [ ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

اسدالله خان : علاقمند اجتماعی- سیاسی+ سیاست روز +طنز تلخ روزگار نامناسب بروفق مرادِ حاکمان و زیر نظر لاشخوران مفسد جهت چپاول اموال و زیر پاگذاشتن (عدالت اجتماعی ) برای نیل به قدرت روز افزونِ دنیای واپس گرا و اسلامِ به تحریف کشیده شده برای اقتدار گداصفتان تازه به دوران رسیده به مصداق( وای به روزی که گدا معتبر شود) روضه خوان هائی که در سر هرکوچه پاتق گدا ئی خود را به نوچه های خود سرقفلی می دادند تا جای دیگری را در چنته خود در آورند ، امروزه کشور را به خاک سیاه نشانده اند تا تلافی حقارت روزهای گدائی خود را در آورند ، سربازی نرفته اند و مردم را به اجباری می برند ، نیمی از جامعه را که ناموسان مردم هستند را در درجه دوم از انسانیت محسوب می کنند ، به رسم چپاول خود ساخته ولی امر جامعه جهانی و(حومه) خود راخطاب می کنند .
مستضعفین عالم را تحریک به ستیزه جوئی می کنند تا در جهان اسم ورسم پیدا کنند .غم واندوه را مسلک خود ساخته ودر پسِ پرده به عیاشی و خوشگذرانی ولذت طلبی پنهانی مشغول باشند حکومت سلطنتی برای خود رقم زده اند تا بر جهانیان سلطه پیدا کنند، این ماه ِ محاق روز از پس پرده بیرون خواهد آمد و رسوائی چندین ساله خود را عیان خواهد کرد وآنگاه پس از آن جهانیان به تحقیق خواهند فهمید که طشت رسوائی این اَرازل و اُوباش چه خون هائی را به ناحق بر زمین ریخته اند و چگونه خونخواران ندای ننه من قریبم سرداده اند و با نام اسلام و سپر قرار دادن خون به ناحق ریخته جوانان ، قرآن ها بر سر نیزه کرده اند که اسلام در خطر است و اینک این مدعیان اسلام خود بزرگترین خطر برای جوامع مذهبی و باطلاق گسترده وعمیقی در جهان ایجاد کرده اند که واقعیت مذهب ومرام را زیر سئوال برده اند .به امید روزی که از تیر های برق در معابر عمومی آویزان شوند .تف وُ لعنت سرتا پایشان را فرا گیرد .ندای آزادی بشر در سراسر جهان به گوش رسد...
لینک دوستان