انجمن بین المللی (بانوان ) دی در مورد اقتصاد ایران و ارتباط بانک ها ادغام بانکها همیشه به نفع اقتصاد بوده است؟
گاهی اخباری پیرامون ادغام بانکها و فروش زیر مجموعههای بانکی به گوش میرسد. ادغام بانکها چه دلایلی میتواند داشته باشد؟ آیا به نفع اقتصاد کشور خواهد بود یا خیر؟
در اقتصاد هر کشوری بانکها نقش مهمی را به عنوان نهادهای حیاتی و اساسی در نظام مالی کشورها ایفا میکنند. این نهاد با ارائه خدمات مالی، تسهیلات و سرمایهگذاری شرایط رشد و توسعه اقتصادی را در کشورها فراهم میکند. با این وجود بانکها هم مانند هر نهاد دیگری دارای چالشها و مشکلاتی است که میتواند آنها را به ورشکستگی و زیاندهی برساند.
ادغام شدن بانکها با یکدیگر ممکن است به دلایل مختلفی همچون افزایش قدرت رقابت، کاهش هزینههای شعب بانک، ارائه خدمات متنوعتر به مشتریان و سایر موارد انجام شود. دلیل مهمتر ادغام و تجمیع بانکها با یکدیگر به دلیل جلوگیری از ورشکستگی است. در واقع، زمانی که بانکی دچار ورشکستگی و بحران مالی میشود دست به دامن سایر بانکها جهت ادغام میشود تا از تعطیل شدن شعب خود جلوگیری نماید. در این گزارش بیشتر به زیاندهبودن بانکها که یکی از دلایل اصلی امکان ورشکستگی بانکها و ادغام و تجمیع آنها با یکدیگر میباشد، پرداخته شده است.
چرا بانکها زیانده میشوند؟
زمانی که دولت از پس هزینهها برنمیآید و با کسری بودجه مواجه است به سراغ استقراض از نظام بانکی میرود. دولت هر سال برای جبران کسری بودجه خود مبلغ بیشتری از نظام بانکی استقراض میکند و به بدهیهای خود اضافه میکند. افزایش بدهیهای دولت به بانکها منجر به کاهش نقدینگی بانکها و افزایش ریسکهای مالی خواهد شد. این افزایش بدهی دولت به طور مستقیم به بانکها و به طور غیرمستقیم با افزایش نقدینگی در جامعه و ایجاد تورم به زندگی مردم آسیب وارد میکند. افزایش مطالبات از دولت و عدم دریافت به موقع این مطالبات باعث میشود تا بانکها با مشکل کمبود نقدینگی مواجه شده و روند کاهش سودآوری و زیاندهی و ورشکستگی را طی کنند.
ورشکستگی بانکها میتواند دلایل دیگری نیز داشته باشد که بحرانهای اقتصادی و رکودهای اقتصادی از آن جمله هستند. بحران مالی سال 2008 که باعث ورشکستگی بانکهای آمریکا شد نمونه بارزی از این مورد است. پرداخت وامهای پر ریسک و اتخاذ سیاستهای نادرست نیز میتواند باعث ورشکستگی بانکها شود.
از سوی دیگر، در نظام بانکداری ایران قوانین و مقررات صحیحی وجود ندارد و همین امر نیز باعث بروز چالشهایی در آن میشود. یکی از قوانینی که نظام بانکداری ایران از آن بیبهره است قانون نکول استراتژیک میباشد. به این صورت که در نظام بانکداری دنیا قبل از نکول وام، پیگیریهای دریافت آن و اطمینان از دریافت آن از فرد وامگیرنده انجام خواهد شد. این در حالی است که در ایران....
انجمن بین المللی بانوان (ایران)فشارهای داخلی وخارجی پس ازانقلاب ، موجب شکل گیری اقتصاد سایه گردید. دهه ها تحریم ، ضربه ای مرگبار براقتصاد ایران وارد آورد. افزایش بیکاری ، کمبود ارز واقلام اساسی مورد نیازمردم ، و تورم افسارگسیخته ، ازتبعات این تحریمها می باشند. این شرائط ، بازیگران دولتی وغیردولتی رابسوی قاچاق ودیگرفعالیتهای غیرقانونی ، سوق داد تا شاید ازاین طریق ، بتوانند تحریمها رادورزده وازکمبودها بکاهند. اما فساد که همزاد اقتصاد سایه است ، موجب بالا رفتن شاخص تبهکاری (crime index) در دهه های اخیرگردید. شاخص جهانی تبهکاری، ابزاری چند بعدی برای اندازه گیری سطح جرم وجنایت درهرجامعه است که هردوسال یکبار ، برای 193 کشورجهان تهیه ومنتشر می شود. تحریمها وبه تبع آن اقتصاد سایه ، برای شبکه های خلافکار وبازیگران دولتی آن ، فرصتی فراهم آورده تابسوی درآمدهای بادآورده گام بردارند. آنها ازاین درآمد ، برای تغذیه ی شبکه ای از سرسپردگان داخلی ومنطقه ای استفاده می کنند. برای شبکه های خلافکار ، موج جدید تحریمها که باخروج آمریکا ازبرجام شروع شد ، ونیزپاندمی کرونا ، فرصتی طلائی برای مال اندوزی بود که البته فساد رانیز تاپنهان ترین زوایای دولت وجامعه ی ایران رسوخ داد. اکنون سرنخ بسیاری ازباندهای خلافکار درایران ، به بالاترین سطوح سیاسی ونظامی کشور می رسد که تحت پوشش حمایت از منافع ملی دربرابر نفوذ غرب ، برنامه ی خود رابه پیش می برند. اگرچه نهادهای دموکراتیک ظاهراً درایران وجوددارند اما ، قدرت اصلی دردست شبکه ی پیچیده ای از نهادهای غیرمنتخب وغیرپاسخگوست که ازرهبری کشور دستور می گیرند. این شبکه ی غرق درفساد ، مدتهاست که ازحکومت قانون عبورکرده است. اکنون مرز میان قانونی وغیرقانونی درایران مخدوش گردیده واقتصاد سایه جای آنرا گرفته است. این اقتصاد ، دامنه ی خود رابه جرائم سازمانیافته ای چون قاچاق انسان ، قاچاق مواد مخدّر ، قاچاق اسلحه ، جرائم سایبری ، کلاهبرداری واختلاس گسترش داده است.
امروزه قاچاق انسان ، به پدیده ای شایع درایران تبدیل شده است. قاچاق جنسی واستفاده ازکودکان بعنوان سربازونیروی کار ، هدف قاچاق انسان می باشد. ایران درمرکز یکی از مسیرهای عمده ی قاچاق انسان درجهان قرارگرفته است که زنان جوان راازآسیا به اروپا منقل می کند. زنان ایران همچنین بعنوان کارگرجنسی به کشورهای خلیج فارس وقفقاز منتقل می شوند. قاچاق ارگانهای بدن انسان نیز بویژه درتهران ، شیراز وتبریز ، بسیارشایع است واین تجارت پرسود ، منافع هنگفتی رانصیب قاچاقچیان انسان می سازد. برآورد می شود که میلیونها کودک کار درایران وجوددارند که بدلیل فقدان شفافیت دراین کشور ، نامی ازآنها برده نمی شود. باگسترش پلاتفرمهای رسانه ی اجتماعی ، باندهای تبهکار به ابزاری مناسب وآسان برای جلب مشتری ، دست پیداکرده اند. مهاجرت سازمان نایافته نیز درمناطق مرزی ایران جریان دارد ومعیشت بخشی ازمرزنشینان ازهمین محل تامین می گردد.قاچاق انسان نیزبخشی ازاین تجارت غیرقانونی می باشد. دشوارترشدن معیشت درایران ، روزبروز به رونق قاچاق انسان می افزاید وباندهای خلافکارراقدرتمندتر می کند.
قاچاق اسلحه نیزیکی ازارکان مهم استراتژی ژئوپولتیک ایران درمنطقه می باشد. این کشور ، یکی ازتامین کنندگان عمده ی تسلیحات متعارف برای غرب آسیا ، آفریقای شمالی ، وروسیه است. بسیاری ازبازیگران غیردولتی منطقه ، ازتسلیحات ، مهمات وپهبادهای ایرانی استفاده می کنند. ایران همچنین به توانائیهای نظامی سوریه ، عراق ، لبنان ، سودان ، یمن ، سومالی وفلسطین نیزکمک می کند. همچنین پهبادهای ایران اکنون درجنگ اوکراین حضوردارند. حضورایران درتجارت غیرقانونی اسلحه ، مشهود است و بازارهای کوچکی نیز درداخل ایران ، بویژه درسیستان وبلوچستان وغرب ایران ، به این تجارت اختصاص یافته است. ایران همچنین بازار تجهیزات پزشکی وداروهای تقلّبی درمنطقه می باشد که این اقلام ، باعبورازخاک این کشور ، راهی اروپا می شوند.
انگار در تمامِ جهان شعله می کشم
آغوش گاه منی سخت در بغل
بر سر سجاده میافتاد چشمم تا به مِی
ساقی میخانه را از وعده میپرسید: کی؟
کاش از اول بر در میخانه می کردم وضو
حیف ازآن عمری که طی شد بهمن وُ اسپند دی
نالهی جانسوز من بود:، سر دبیر انجمن
زیر لب خُنیاگری می کرد ، نینوا می کرد : نِی
ساغر وُ ساقی به دادم می رسید ،این سالها
لعبتی جامی بدهکار است می دادم به وی
سر دبیر انجمن دارد خطایی شاعران ،
خورده و ناخورده را اینجا کنم هر روز قی ! ! ...!
سر دبیر انجمن بین المللی دی: سیاستگذاری دستوری در نظام تدبیر کشور با زبان خاصی سخن میگویند که متفاوت از زبان عرفی یا زبان رایج در جامعه و البته زبان علمی است. برای مردمان عادی یعنی عامه مردم منهای دولتمردان صاحب قدرت، قیمت یک کالا عبارت است از نرخی که با آن میتوان خرید و فروش انجام داد؛ اما برای باورمندان به نظام دستوری، قیمت آن چیزی نیست که با توافق خریداران و فروشندگان در بازار بهصورت توافقی تعیین میشود، بلکه آن چیزی است که سیاستگذاران با معیارهای خود اعلام میکنند و همه طرفهای ذیربط باید آن را بپذیرند. سیاستگذاران دستوری اغلب مدعی دانشی برتر هستند که نه تنها مردمان عادی، بلکه حتی اهل علم هم به آن دسترسی ندارند.
موضوعات مرتبط:
حکایت،
سیاسی،
اجتماعی،
فرهنگی،
بین المللی،
ادبی
برچسبها:
بدون شرح,
بدون عنوان,
انجمن اسدالله خان