.«ـــــــــــثبتـــــ سابق»کاتب ویژه اسدالله خان کاتب <head> <title>انجمن ادبی ، فرهنگی ،هنری اسدالله خان

انجمن ادبی ، فرهنگی ،هنری اسدالله خان
فرهنگی، هنری، اجتماعی، سیاسی  
قالب وبلاگ

  انجمن ادبی اسدالله خان:در دنیای کذائی (این روز ها)ایرانیان 

http://mhammadn.blogfa.com/

از مملکت مَمَلِش رو خوردن کُتش مونده که هربار (پالون رو روی گُرده متوهمی می‌کنند) تا ملت فکر کنن خبریه!

 دوستی که می خواست ورق برتری را در بیانِ فهم ، رو کند ؛ روزی به ما گفت : ( دوستان ! سعی کنید وارد دنیای سیاست نشوید زندگی خودتان را بکنید و از چیزی که دست خودتان است ؛ لذت ببرید ) چندی نگذشت که برق رفت و کولر خاموش شد . آن دوست برای استشمام هوایی تازه به بیرون رفت. ناگهان صدایی شنیدیم که می گفت : ( یکی بیاد آفتابه را پر کند و برایم بیاورد )صدا ؛ صدای او بود . دوستی حاذق در جوابش گفت : از ما کاری ساخته نیست . عطر لحظات نقدت ؛ گوارای وجود ! از زندگیِ غیر سیاسی ات ؛ لذت ببر....

سیف فرغانی

هم مرگ بر جهان شما نیز بگذرد

هم رونق زمان شما نیز بگذرد

وین بوم محنت از پی آن تا کند خراب

بر دولت آشیان شما نیز بگذرد

باد خزان نکبت ایام ناگهان

بر باغ و بوستان شما نیز بگذرد

آب اجل که هست گلوگیر خاص و عام

بر حلق و بر دهان شما نیز بگذرد

ای تیغتان چو نیزه برای ستم دراز

این تیزی سنان شما نیز بگذرد

چون داد عادلان به جهان در بقا نکرد

بیداد ظالمان شما نیز بگذرد

در مملکت چو غرش شیران گذشت و رفت

این عوعو سگان شما نیز بگذرد

آن کس که اسب داشت غبارش فرو نشست

گرد سم خران شما نیز بگذرد

بادی که در زمانه بسی شمع ها بکشت

هم بر چراغدان شما نیز بگذرد

زین کاروانسرای بسی کاروان گذشت

ناچار کاروان شما نیز بگذرد

ای مفتخر به طالع مسعود خویشتن

تأثیر اختران شما نیز بگذرد

این نوبت از شهان به شما ناکسان رسید

نوبت ز ناکسان شما نیز بگذرد

بیش از دو روز بود از آن دگر کسان

بعد از دو روز از آن شما نیز بگذرد

بر تیر جورتان ز تحمل سپر کنیم

تا سختی کمان شما نیز بگذرد

در باغ دولت دگران بود مدتی

این گل، ز گلستان شما نیز بگذرد

آبی‌ست ایستاده درین خانه مال و جاه

این آب ناروان شما نیز بگذرد

ای تو رمه سپرده به چوپان گرگ طبع

این گرگی شبان شما نیز بگذرد

پیل فنا که شاه بقا مات حکم اوست

هم بر پیادگان شما نیز بگذرد

ای دوستان ـــثبتـــ  به کاتب دعاکنید

 

یک روز بر زبان شما نیز بگذرد

اولين روزی كه  اندوه به شهر مان آمد"گفتیم رهگذر است اما ماند و نرفت!گفتیم شايد مسافر است ؛ خستگی در می کند و می رود باز هم ماند و نشست و شروع کرد به بلعیدن ذخیره امیدمان،،،،گفتیم:عجب مهمان شوم و بد قدمیست!،،،،حتما دو سه روز دیگر می رود،،،،و لي باز هم ماند و ماند و ماند تا اين كه تبدیل شد به یکی از اعضای شهرمان!،،،،اکنون همان اندوه فرماندار شده و تمام کوچه ها بوی "آه" گرفته است ،،،،تمام امیدها را بلعید و به جایش در دل ها "حسرت" كاشت! ،،،،پیران و قديمي ها هنوز به یاد دارند : روزی که اندوه آمد"جهل"  نگهبان دروازه شهر بود!تا حالا به بارون فکر کردید ؟آبی که به صورت قطره از آسمون فرستاده میشه ..اگه آب تو ابرا ، یهو فرو می ریخت ... یا قطره ها بزرگتر بودند،خدا اگر میخواست میتونست نیروی کشش سطحی آب رو،،، یه ذره بیشتر کنه ...اما خب بارون رو مایه ی رحمت قرار داد ...

 

شاید باورتون نشه ولی دچار خوانش پریشی شدم!همون مریضی من در آوردی توی کتاب پرسی جکسون و خدایان یونان که پرسی و هم پالکی هاش بهش دچار بودن!خیلی هم مسخره و عحیبه مثلا به جای542 می خونم 524 و متوجه هیچ چیز عجیبی هم نمیشم مگه این که مثلا حساب کتابم جور در نیاد یا این که مثلا فیلمم قسمت 542 باشه و من زیرنویس 524 رو گذاشته باشم روش هی با خودم میگم خدایا زیرنویس با فیلم نمی خونه حتی با حرفاشون هم نمیخونه یجورایی حتی تکراری هم هست و در نهایت متوجه میشم که زیر نویس اشتباهی رو گذاشتم رو این قسمت

پ.ن:گفتم حساب کتاب و یادم اومد می خوام لپ تاپ بخرم و حساب کتابم جور درنمیاد،کاش یهو به صورت جادویی پولام زیاد شن و بتونم لپ تاپ بخرم

2کار می خوام!کار پاره وقت با درآمد بالا!!!

3با این حساب شاید دچار خوانش پریشی نیستم و کلا تو حساب کتاب مشکل دارم

  انجمن ادبی اسدالله خان:در دنیای کذائی (این روز ها)ایرانیان  

 


موضوعات مرتبط: بین المللی، ــــــثبتـــــ، خبر، اطلاعیه
برچسب‌ها: http, mhammadn, blogfa, com
[ چهارشنبه نوزدهم آبان ۱۴۰۰ ] [ 18:44 ] [ ــــــــــــــــثبتـــ :کاتب ] [ ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

اسدالله خان : علاقمند اجتماعی- سیاسی+ سیاست روز +طنز تلخ روزگار نامناسب بروفق مرادِ حاکمان و زیر نظر لاشخوران مفسد جهت چپاول اموال و زیر پاگذاشتن (عدالت اجتماعی ) برای نیل به قدرت روز افزونِ دنیای واپس گرا و اسلامِ به تحریف کشیده شده برای اقتدار گداصفتان تازه به دوران رسیده به مصداق( وای به روزی که گدا معتبر شود) روضه خوان هائی که در سر هرکوچه پاتق گدا ئی خود را به نوچه های خود سرقفلی می دادند تا جای دیگری را در چنته خود در آورند ، امروزه کشور را به خاک سیاه نشانده اند تا تلافی حقارت روزهای گدائی خود را در آورند ، سربازی نرفته اند و مردم را به اجباری می برند ، نیمی از جامعه را که ناموسان مردم هستند را در درجه دوم از انسانیت محسوب می کنند ، به رسم چپاول خود ساخته ولی امر جامعه جهانی و(حومه) خود راخطاب می کنند .
مستضعفین عالم را تحریک به ستیزه جوئی می کنند تا در جهان اسم ورسم پیدا کنند .غم واندوه را مسلک خود ساخته ودر پسِ پرده به عیاشی و خوشگذرانی ولذت طلبی پنهانی مشغول باشند حکومت سلطنتی برای خود رقم زده اند تا بر جهانیان سلطه پیدا کنند، این ماه ِ محاق روز از پس پرده بیرون خواهد آمد و رسوائی چندین ساله خود را عیان خواهد کرد وآنگاه پس از آن جهانیان به تحقیق خواهند فهمید که طشت رسوائی این اَرازل و اُوباش چه خون هائی را به ناحق بر زمین ریخته اند و چگونه خونخواران ندای ننه من قریبم سرداده اند و با نام اسلام و سپر قرار دادن خون به ناحق ریخته جوانان ، قرآن ها بر سر نیزه کرده اند که اسلام در خطر است و اینک این مدعیان اسلام خود بزرگترین خطر برای جوامع مذهبی و باطلاق گسترده وعمیقی در جهان ایجاد کرده اند که واقعیت مذهب ومرام را زیر سئوال برده اند .به امید روزی که از تیر های برق در معابر عمومی آویزان شوند .تف وُ لعنت سرتا پایشان را فرا گیرد .ندای آزادی بشر در سراسر جهان به گوش رسد...
لینک دوستان